تبليغاتX

تازه نفـــــــس هــــــــا
این وبگاه با حفظ خط کشی ها از کینه توزان ودشمنان نظام اسلامی حرکت می کند.
 

در این متن یک تصحیح خیلی سریع و البته بودن دقت انجام شده است

چند وقت پیشتر  یکی از دوستان وبرادران بزرگوار و دوست داشتنی یه تهدید خیلی خیلی جدی ریس حراست را بدرقه می کنه. گویا گفته اگر قضیه بیخ پیدا کنه با بچه می ریم دفتر امیری (ریس دانشگاه)و اونو از دانشگاه بیرون می ندازیمش.
حالا مسئول حراستم که خودش بهم گفته بود وقت ش که  شد بهتون گرا میدم برید...!
گفته اگر این روند ادامه بدید با همتون بر خورد جدی میشه
البته اینا حرفای نگواه ولی چون از ریس حراست احساس خطر کردم یا بهتر بگم می کردمُاین صحبتا رو بازگو کردم. حالا حرف اینه این بابا قبل از اون جسارت امیری (که شب گذشته در حضور ریس  نهاد خودش با قلدری اعتراف کرده بود به هتک حرمت از ما)بنده رو از 1تا2 ترم تعلیقی تر سونده بود.ماهم عین خیالمون نبود...
حالا من نظرم اینکه که اینا همه باهم دست به یکی اند تا ما را به غلط کردن بندازند.(بعدا معلوم شد که این طور نبوده و فقط بعضیا شون دنبال این پروژه بودند.اگر عملی می شد و ما زیر بار عذر خواهی می رفتیم کار عدالتخواهی تموم بود.)
اگر شما نظر دیگه ای دارید برا ما بفرستید....
یه قضیه جالب دیگه ای که پیش اومده بود مربوط میشه به یکی از اعضای اصلی  جامعه اسلامی برادر ....که این چند وقته صحفحات بی شماری رو پشت  ما گذاشته.
اخریش این بوده که بنده خدا پدر ما ریس کل یکی از احزاب پر قدرت چپه
که حالا من اسمش نمی گم تا خودم بهش دامن نزده باشم این اولین بار از سید داود احمدی شنیدم
اونم می خواست به خیال خودش خط ربط ما رو در بیاره.
البته اخرش نگفت که این برادر ...این مطلب بهش گفته .اون گفت این حرفا رو از برادر ای حزب موتلفه ی کرمان شنیده.
جالبه اوازه علی رحیمی تا کجا ها که نرفته .البته من دلیل این کینه ورزی های اینها رو  می دونم .
قضیه بر می گرده به قبل انتخابات و حضور میر حسین در دانشگاه باهنر
پشت تریبون رفتن ماو بها ندادن به برادر ی جامعه
خوب حالشون اساسی گرفته شد می خواستند ما حقمون بدیم به اونا
که ضد حال عجیبی خوردند.بگذاریم و بگذریم.
اما این روزا بچه های بسیجم یه تز جدید از خودشون در اوردن
حرف شون اینه که به خاطر صحبتای رهبری در اردیبهش 2 سال پیش که من حرفایی که به شما می زنم به تشکلای دیگه نمی گم رو کردن بامبول برای ما
میگن که الان بسیج در حکم ولیه فقیه نسبت به سایر تشکلا
.بگذریم. به اقای صادقی برگردیم
فیلما ی اردوی سکنج  که شرح شو براتون دادم  (کانون کوه نوردی امور فرهنگی)
.رو خودمسئول نهاد دیده و حسابی شاکیه .خلاصه اوضاع خیلی پیچیده شده مخصوصا این که قرار اقای امیری موندگار شه............

 ...این اقای صادقی به پدر اقای ... که سابقا جزو مسئولین نظام بوده  یک هتک حرمت خیلی بزرگی انجام کرده است .ایشان در حضور دانشجویان گفته که این پدر فلانی یه زمانی کفش ما را ... میزد
حالا این بابا از قضیه مطلع شده 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 14:19  توسط ع.م  | 

آقای حداد عادل تعريف می کردند:« سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که: می خواهيم برای خواستگاری خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و می خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند که اگر امکان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند که اصلا شما خودتان را معرفی کنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليک کرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ايم. اما شما صبر کنيد با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.

بعد از صحبت با من قرار بر اين شد که آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اينکه اگر آنها نپسنديدند، لطمه ای به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است».

يک سال از اين قضيه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهيم برای خواستگاری بياييم.خانم بنده پرسيده بودند که چطور تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خيلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود،  منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهيخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:54  توسط ع.م  | 

تامل غلط با تشکل های .....

خبرگزاری فارس بیست و یکم مهر 1388: خسارت‌زنندگان میلیاردی به دانشگاه صنعتی اصفهان مشمول رأفت اسلامی شدند. در سرتاسر اين خبر مدير روابط عمومي دانشگاه صنعتي اصفهان با افتخار سخن از حذف پيگيري قضايي دانشجويان نموده است و گفته كه سنگين‌ترين محكوميت‌ها، به انتقال و تعليق يك تا سه ترم محدود شده است. وي همچنين اضافه كرده است كه احكام 60 نفر از محكومين كميته انضباطي بواسطه رافت اسلامي تعليق شده است. ايشان تاكيد كرده است كه اين دانشجويان مجموعا 2.5 ميليارد تومان به دانشگاه خسارت زده‌اند. [1]

    * سایت عدالت‌خواهی7 بهمن ماه 1386: حکم تعلیق برای دبیر سابق يكي از تشکل‌هاي دانشجويي دانشگاه صنعتی اصفهان. حکم ایشان به دلیل اصرار بر سئوال از علی لاریجانی در جلسه سخنرانی صادر شده است. جلسه سخنرانی با طرح سئوال ایشان، پاسخ آقای لاریجانی و بدون هیچ‌گونه درگیری به پایان رسید(فیلم جلسه موجود است) [2]

    * سایت عدالت‌خواهی7 اسفند 1386: روز گذشته دبیر سابق يكي از تشکل‌هاي دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از پیگیریهای سه ماهه اداره اطلاعات اصفهان، به این اداره مراجعه و بدون اطلاع قبلی، مورد بازجویی قرار گرفت. [3]

این دانشجو که به جرم فعالیتهای عدالتخواهانه دانشجویی هدف اتهامات و فشارهای مختلفی در داخل و بیرون دانشگاه واقع شده است، در آخرین موج فشارها بدلیل انتقاد و طرح سوال! از لاریجانی در سخنرانی عمومی وی در دانشگاه صنعتی اصفهان، به بهانه اغتشاش و متشنج کردن جو جلسه از سوی هیئت نظارت این دانشگاه به یک ترم تعلیق محکوم شد. احضار و بازجویی اخیر نیز ظاهرا به همین بهانه صورت گرفته است.3 

    * شاید برای خوانندگان کنار هم گذاشتن این اخبار کمی جای تعجب داشته باشد.نویسنده در سال 86 در کانون پیگیری موارد فوق بود. در آن مقطع، اصرار مسئولان دانشگاه صنعتی اصفهان برای برخورد با دبیر سابق این تشکل چنان بود که برای بسیاری از افراد شائبه شخصی شدن مسائل پیش آمد و... پیگیری و حل مسئله مشکل این دانشجو نهایتا با پیگیری مجدانه برخي مسئولان كشوري و با تبدیل حکم تعلیق به تبعید به دانشگاه سمنان در آخرین ترم دانشجویی پایان یافت. هیچگونه انعطافی در مسئولان دانشگاه صنعتي اصفهان مشاهده نمی‌شد مگر با فشار از بالا. دانشجوي محكوم در هر گام از مراحل پیگیری(ثبت‌نام در دانشگاه مقصد، انتخاب واحد، تطبیق نمرات و...) هفت خان رستم را طی مي‌کرد.

    * مسئولان دانشگاه در شرايط فعلي همان مسئولان قبلي هستند. براستی چرا درباره ایشان هیچ‌گاه رافت اسلامی مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا عده‌ای که امنیت ملی را تهدید کردند، رای مردم را زیر سئوال بردند، آرامش دانشجویان را برهم زدند،‌ اموال عمومی تخریب کردند باید مورد رافت اسلامی قرار بگیرند و این دانشجو که فقط صورتی از اتهام داشت و هیچ‌گاه مستندات قانع کننده‌ای برای اتهاماتش ارائه نشد باید مصرانه محکوم و حتی تهدید به اخراج شود. جواب این سئوال در بندهای آتی آمده است. قطعا نویسنده امثال این دانشجو را خالی از تقصیر نمی‌داند اما...

    * فرض کنید قرار است به سفر طولانی با اتوبوس‌های عمومی بروید. در گیشه تعاونی درخواست بلیط اتوبوس ولو می‌کنید. بعدا متوجه می‌شوید که بلیط اتوبوس دیگری را به شما داده‌اند. اتوبوس هم در موعد مقرر حرکت نمی‌کند و وقتی شما به راننده تذکر می‌دهید که چرا حرکت نمی‌کنید با جواب واضحی مواجه نمی‌شوید. تاخیر اتوبوس به حدود دو ساعت نزدیک می‌شود و کسی جواب اعتراض‌های مکرر شما را نمی‌دهد(تا اینجای ماجرا را احتمالا خیلی‌ها تجربه کردند). پس از چند اعتراض و عدم پاسخ راننده، شما بر اثر عصبانیت، عبارت غیرمتعارفی را به زبان می‌آورید. حال اگر راننده از شما به دلیل توهین به او شکایت کند و دادگاه شما را محکوم کند چگونه قضاوت خواهید کرد؟ این سرنوشت محتوم منتقدان در عرصه‌هایی است که پاسخگویی در آنها نهادینه نشده است.

    * مشابه این ماجرا در دانشگاه‌های کشور برای دانشجویان مطالبه‌کننده پیش آمده است. مکررا و به انواع اقسام روش‌های منطقی و اخلاقی از مسئولان دانشگاه درباره عملکرد آنها سئوال شده است. تقریبا در اکثر موارد پاسخی داده نمی‌شود. سئوالات در فضای دانشگاه علنی می‌شود و باز هم پاسخی داده نمی‌شود تا اینکه در مسیر پافشاری بر سئوال از مطالبه‌کنندگان خطایی سر بزند و آنها را به کمیته انضباطی احضار کنند و به احتمال زیاد محکوم می‌شود. در اين مورد فرزندان انقلاب اسلامي بيشتر مورد توجه هستند. چرا كه احتمالا از آنها انتظار مي‌رود فقط توجيه كننده وضع موجود باشند.

آنکه در این بزم مقربتر است  جام بلا بیشترش میدهند

    * سیاست‌گذاران فضای دانشگاهی کشور می‌توانند دو نگاه به این اتفاق داشته باشند:

          o بگویند که دانشجوی مطالبه کننده نباید خطا را انجام می‌داد. حالا که خطا کرده است حق دانشگاه است که بر طبق قانون به خطای او رسیدگی کند و تصمیم مقتضی را بگیرد.

          o و می‌توانند دانشجو را از باب اصرار بر سئوال از مسئولان (که عموما برآمده از دغدغه‌های مذهبی و انقلابی آنان است) تقدیر کنند و البته به او تذکر بدهند که سعی کند در مسیر مطالبه مرتکب خطا نشود، آستانه صبرش بیشتر باشد و... . اما با مسئول مربوطه برخورد کنند که چرا مطالبات مکرر دانشجویان را بدون پاسخ گذاشته و اساسا علاقه‌ای به پاسخگویی درباره عملکردش ندارد و کار را به اینجا رسانده است که دانشجوی مطالبه کننده از کوره در رفته و خطایی از او سرزده است. ما نمي‌خواهيم در اين نوشته باب تندروي فعالان دانشجويي را باز كنيم و براي آن حجت بتراشيم. بلكه مي‌خواهيم ماجرا را با زاويه ديگري بشكافيم.

    * این دو نکاه یکی نگاه «فرصتی» به مطالبات دانشجویی است و دیگری نگاه «تهدیدی». متاسفانه در دوره مدیریت جناب آقای دکتر زاهدی بر وزارت علوم، مسئولانی از جنس ایشان در دانشگاه‌ها بر سر کار آمدند که اولا آدم‌های بسیار خوب، متدین و دلسوزی بودند. ثانیا هيچ فهمي از فعالیت سیاسی دانشجویی در دانشگاه‌ها نداشتند. رهبري را دوست داشتند و در همه جلسات از سخنانايشان يادداشت برمي‌داشتند. اما در عمل خواسته‌هاي رهبري از فضاي سياسي دانشگاه‌ها محقق نمي‌شد. عناوینی هم چون استاد نمونه، بسیجی نمونه، رئیس دانشگاه نمونه و... را کسب می‌کردند اما کارنامه سیاهی را در مدیریت فضای سیاسی دانشگاه به همراه داشتند. با مسائلی همچون انتقاد، پاسخگویی و ... بیگانه بودند. اگر نبود فشار اجتماعی چیزی از فعالیت‌های سیاسی دانشجویی منتقدان باقی نمی‌ماند.

    * شاید الان بتوان به این سئوال پاسخ داد که چرا دبیر اسبق آن تشکل دانشجویی در همين دانشگاه مشمول رافت اسلامی نشد. برای اینکه سئوال از مسئولان دانشگاه‌ها و پاسخگویی در دوران وزارت آقای زاهدی عملا یک خط قرمز بود(برای این ادعا مستندات زیادی است که در این مجال فرصت طرح آن نیست). اگر رای مردم را زیر سئوال ببری، آرامش دانشگاه را بهم بزنی، 2.5 میلیارد تومان به اموال عمومی خسارت بزنی و... می‌توانی مشمول رافت اسلامی شوی اما اگر بر سئوال از مسئولان سماجت کنی کوچکترین خطایت به محکومیت سنگین منجر خواهد شد.

    * متاسفانه این روایت تلخ، چهره عریان پاسخگویی در کشور است. البته مسئله از این هم فراتر است. مسئله این است که مطالبه حقوق عمومی مردم از مسئولان در کشور ما متولي مشخصی ندارد، دستگاه‌های موجود نیز کارآمدی و حساسیت لازم نسبت به استیفای حقوق مردم را ندارد. حتما برایتان در ادارات پیش آمده است که کارمندی خلاف قانون عمل کند و حق شما را ضایع کند و شما ندانید که به کجا باید شکایت کند و پیش خودتان زمزمه کنید که " آنچه به جایی نرسد، فریاد است". آن معترض به راننده اتوبوس هیچ مرجعی ندارد که حقش را پیگیری کند، همین طور آن دانشجو مرجعی را نداشت که حق خود را ایفا کند و پاسخ مطالباتش از مسئولان را دریافت کند. اکثر مراجع موجود برای نظارت بر دانشجو ایجاد شده‌اند- که اکثر اوقات نیز از آنها به صورت ابزاری استفاده میشود- و نه برای استیفای حق او در برابر مسئولان خاطی و غیر پاسخگو. تشکل‌های سیاسی در دانشگاه‌ها هم هیچ ابزاری برای پاسخگو کردن مسئولان ندارند و...باید برای دفاع از حقوق عمومی مردم تدبیری اندیشید تا بلکه مسئولان وادار به پاسخگویی شوند.

    * امیدواریم که آقای کامران دانشجو این بذر بیمار پاشیده شده در دانشگاه‌ها را زودتر شناسایی نموده و جلوی رشد ویران‌گر آن‌را بگیرد. فکری به حال روسای دانشگاه‌ها کنند که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. البته مهمتر از رفت و آمدهاي افراد، تغييرنگرش‌ها است.

    * در جريان باشيد كه هفته گذشته در یکی دیگر از دانشگاه‌ها، مدیرکل فرهنگی از مدیر مسئول یک نشریه منتقد به کمیته انضباطی (و نه کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی)! به جرم توهین شکایت کرده است. در همان دانشگاه دو سال و نیم پیش در حضور معاون محترم فرهنگی وزارت علوم صلاحیت این مدیرکل را مورد ارزیابی قرار دادیم و بر همگان ثابت شد که ایشان الفبای لازم برای این مسئولیت را هم نمی‌دانند. حالا بعد از دو و نیم سال انتقاد مستمر تشکل‌های مذهبی و از جمله مجمع دانشجویان عدالت‌خواه و عدم پاسخگویی ایشان بالاخره آن بهانه پیدا شد و دوباره همان قصه تکراری... احتمالا ایشان هم به جرم توهین به مسئولان محکوم می‌شود. امیدواریم که اینگونه نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 14:50  توسط ع.م  | 

همزمان با ارائه بسته پیشنهادی ایران به کشورهای 5+1، فضای رسانه ای شدیدی علیه برنامه هسته ای ایران شکل گرفت مبنی بر اینکه آخرین مهلت ایران برای انجام مذاکره با غرب تنها تا پایان سپتامبر 2009 میباشد. اما در پشت پرده این تبیلغات، اتفاقات دیگری در جریان بود.

خاویر سولانا، دبیر کل اسبق ناتو و مسوول فعلی سیاست خارجی اتحادیه اروپا با آقای دکتر سعید جلیلی دبیر شورایعالی امنیت ملی تماس گرفت تا با القای فضای رسانه ای غرب، ایران را به انجام مذاکرات در سپتامبر درباره "پرونده هسته ای" وادار نماید. جلیلی با اعلام اینکه اولا برنامه کاری اش در ماه سپتامبر پر است و وقت ندارد و ثانیا موضوع مذاکرات نباید پرونده هسته ای ایران باشد زیر بار تعیین تکلیف سولانا نرفت. بالاخره سولانا پذیرفت که مذاکرات در اکتبر و با موضوع بسته پیشنهادی ایران برگزار شود.

در دور نخست مذاکرات هر بار که هیئت 1+5 بر خلاف توافق قبلی، درباره پرونده هسته ای سخن می گفت، جلیلی قلم بر زمین گذاشته، نگاهشان می کرد تا نشان دهد نسبت به خروج از محور مذاکرات ناخرسند است. این برخورد مدبرانه با واکنش شش کشور خصوصا نماینده انگلیس مواجه شد که با اعتراضی تند، روند مذاکرات را در حال بازگشت به نقطه صفر دانست. جلیلی در پاسخ به این اعتراضات با ذکر این نکته که نماینده انگلیس سومین نفری است که به نمایندگی از انگلیس در طول مسوولیتش با او  مذاکره کرده است او را تازه کار در مذاکرات و بی خبر از روند گذشته خطاب می کند و اظهار می دارد که اتفاقا ایران به دنبال بازگشت به نقطه صفر نیست. ایران روندی را در شش سال گذشته طی نموده و به دستاوردهایی رسیده است که حاضر نیست از آن عدول کند و درباره اش مذاکره نماید. جلیلی چند روزنامه انگلیسی زبان را - که بیانیه 239 نماینده مجلس شورای اسلامی در اعلان هشدار به 1+5 و حمایت از برنامه های هسته ای را تیتر کرده است - به طرفهای مذاکره نشان می دهد. او سخنان چندی پیش اوباما را که گفته بود "باید به نمایندگی از مردم صحبت کرد" بدون ذکر نام اوباما بر سر نمایندگان 1+5 می کوبد و خود را نماینده ملت ایران در مذاکرات اعلام می کند. ملتی که انرژی هسته ای را حق مسلم خود می داند.

پس از این اظهارات، طرف مقابل درخواست تنفس می کند که دکتر جلیلی موافقت کرده، برای استراحت به فضای سبز بیرون محل اجلاس می رود و می نشیند. پس از مدتی قائم مقام وزیر امور خارجه سوئیس که کشورش میزبان اجلاس است با شتاب به سراغ جلیلی آمده، با حرارت خبر مهمی می دهد: "نیکلاس برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا شما را به مذاکره ای دوجانبه دعوت کرده است." دکتر جلیلی بی اعتنا به هیجان او، می گوید نیازی به این کار نیست و نماینده آمریکا سخنش را در جمع و در دور بعدی نشست مطرح کند. مقام سوئیسی پس از اصرار مجدد با واکنش تند جلیلی مواجه می شود که او را تنها به انجام وظیفه میزبانی نشست دعوت می کند. پس از او خاویر سولانا می آید و در ضرورت بهره برداری از این فرصت تاریخی سخن می سراید و حتی دست جلیلی را گرفته او را به رفتن برای مذاکره تشویق می کند اما با پاسخ قاطع منفی جلیلی مواجه می شود که به کنایه می گوید ما می خواهیم این فرصت تاریخی را از دست بدهیم .ضمن اینکه سایر اعضای نشست اغیار نیستند و نماینده آمریکا بهتر است در حضور جمع صحبت کند.

با ایستادگی چند باره جلیلی، این بار خود نیکلاس برنز می آید و درخواست مذاکره می کند که همان پاسخ را می شنود. برنز اصرار می کند که حرفهای دیگری دارم که  بگویم. جلیلی از برنز می خواهد در همان محل سخن بگوید و بعد به سمت محل پذیرایی وعده ناهار شروع به قدم زدن می کند و برنز هم به دنبالش راه افتاده، از جلیلی می خواهد که لااقل بایستد و گوش دهد که جلیلی می پذیرد و حدود 45 دقیقه در فضای سبز با او گفتگو می کند. این فرآیند در حالی اتفاق می افتد که نمایندگان پنج کشور روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس به همراه سولانا از بالکن ساختمان با حیرت در حال نظاره گفتگوی جلیلی و برنز هستند. گفتگویی که در آن جلیلی پرونده هسته ای ایران را راستی آزمایی شده، حل شده و مختومه می داند.

پس از پایان این مذاکره، سولانا به سمت جلیلی می آید و نتیجه را جویا می شود که جلیلی با ذکر اینکه نماز نخوانده و ناهار هم نخورده است، محل را ترک می کند. در حین صرف غذا، سولانا به جلیلی اعلام می کند که 1+5 آماده است پس از ناهار مذاکرات را ادامه دهد. جلیلی می گوید باید فکر کند و در محوطه بیرون اقدام به قدم زدن می کند و این کار را 15 دقیقه ادامه می دهد. سولانا به سراغش آمده می گوید: "تو با قدم زدن در حال تمرکز کردن هستی ولی تمرکز ما را به هم می زنی!"

بالاخره دور بعدی مذاکره بطور مختصر برگزار می شود و طرفین توافق می کنند که روند مذاکرات را مثبت بدانند و شرایط را برای مذاکرات کارشناسی فراهم کنند تا کارشناسان پیشنهاداتی برای آینده مذاکرات هفت جانبه تهیه کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 10:55  توسط ع.م  | 

بازیگران:حرف ربط .استادنا .امیری خراسانی .مرحوم صادقی.جنبش .اشجع.  پور غریب شاهی .محمد زاده .محمدی (فتنه).حیدری.داود احمدی.سادات اخوی .پاکدامن غفوری .سعید رضوانی .رضا غضنفری.حراست .پویا .کمیته انظباتی.داود هاشمی. حزب موتلفه . حرب مشارکت.زاهدی .دانشجو.مهدی سالمی .رضا امیدی . مصطفی شاکرمی.اذین فر . حاج کرمی.صادق شهبازی.مرتضی فیروز ابادی.حاج اقای تقوی .مسعود رضایی.دکتر محمود احمدی نژاد.مقدم فر (فارس)جیریایی.محمد منصوری.و....

قرار بود به حوادث پس از انتخابات بپردازیم که این قضیه اخراج از دانشگاه که به نظر از جانب ریاست جدی می امد مثل مهمون ناخونده رو سرمون خراب شد.

البته برای این قضیه هم بحث های خیلی زیادی برای در میون گذاشتند وجود داره که به موقش خدمتتان عرض می کنم

خلاصه تجربه خوبی بود.

واقعا درسته که می گن دوستا و دشمنا رو فقط در مواقع سخت میشه شناخت.

چه بسا کسایی که به ما نزدیک بودند سر این قضیه ماهیت خود را نشون دادند وبعضیا هم که به ظاهر خیلی با ما کنتاک بودند سر این قضیه کم نذاشتند

این وسط موندم تو چشم بعضیا چه طوری نگاه کنم واینکه چه طوری منافقین پست رو برای عموم رسوا کنم

این جمله دکتر رو رو فعلا علی الحساب داشته باشید

"اون وقتی که راست راست با اقای حاج کرم دور می زدید هر هر می خندید حالا وقت گریه کردنتونه"

البته منظورم از دکتر برادر محمود نیستا

البته سراغ ایشونم می ایم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:44  توسط ع.م  | 

پس از تمام شدن دوران پر التهاب انتخابات فرصتی دست داده تا به این رویداد تاریخی نگاهی از بالا داشته باشیم.

متنی از صحبتهای دکتر بعد از انتخابات بدستم رسید که اگر بحران وقت اجازه دهد به بخش هایی از ان در اینده می پردازم.

البته برای اشنا شدن با فضای فکری دکتر احمدی  ونه چیز دیگر.

بگذریم در این اندک یک خاطره کوتاه را باهم مرور کنیم

یکی از مسئولین ستاد های دانشجویی دکتر در  تهران برایمان تعریف می کرد که بعد از انتخابات و اعلام پیروزی احمدی جلسه ای با حضور مشایی برگذار شد

مشای در این جلسه خطاب به  دانشجویان هامی دکتر می گوید

تنها کاری که شما کردید این بود که ۲۱ میلیون رای ما را به ۲۴ رساندید و نه چیز دیگر....

چند وقت پیش تر بک متن از سخنرانی دکتر به دستم رسید که در ان ایشان در حمایت از مشایی کفته بودند که مشایی تعداد بازدید کنندگان داخلی را ۱۰ برابر کرده است

چند روز بعد هم دریک سایت خبری (حرفه ) خبری درج شد از قول ریس جامعه ی هتل داران کشور که بیان کرده بود رتبه ی ایران در مورد گردشگران داخای ۱۳۷ از۱۸۰ می باشد خوب ان وقت هیچ کدام از این دوخبر برایم مهم جلوه نکرد

اما چتدی بعد تر دیدم که خبر افزایش تعداد گردشگران داخلی به لقلقه  زبان طرفداران ریس جمهور برای توجیه مشایی تبدیل شده است.!

در این بین ۲ نکته به ذهنم رسید :

یکی این که چه طور آن تحلیل یا به اصطلاح خبر این قدر زود از بالا به پایین درز کرده است؟

چون ان سخنان در یک جلسه ی به اصطلاح خصوصی  (با دانشجویان)گفته شده بود!!!!

دوم اینکه سایت خبری مورد نظز از لحاظ حرفه ایی گری به کجا رسیده است که این قدر زود برای تحلیل هایی که این قدر سریع به پایین می رسند جواب تهیه می کند

نکته :به علت کمبود وقت تحلیل ها بدون ویرایش خدمتتان عرضه می گردد...

ادامه دارد.............

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 21:12  توسط ع.م  | 

در طول ماه های اخیر یکی از خبرسازترین آقازاده های سیاسی ایران مهدی هاشمی رفسنجانی فرزند آیت ا... اکبر هاشمی رفسنجانی بوده است که به دفعات در دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات از وی نام برده شده است .

در برخی از این دادگاه ها ، اعضای سایت فیلتر شده « جمهوریت » مدعی شدند که مرد پشت پرده و اداره کننده اصلی سایت کسی نبوده جز مهدی هاشمی . مطابق ادعای آنان این سایت وظیفه عملیات روانی علیه دولت محمود احمدی نژاد را بر عهده داشته است .

هر چند بعدها مقامات قضایی پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه های عید فطر ، اعلام کردند که اعترافات متهمان علیه دیگران حجت شرعی و قانونی ندارد و تقریباً این ماجرا خاتمه پیدا کرد . اما به هر حال در افکار عمومی این سوال که رابطه مهدی هاشمی و سایت جمهوریت چه بوده همچنان مطرح است .



اما آیا در میان آقازاده های سیاسی ایران تنها مهدی هاشمی بود که متهم شده است به فعالیت رسانه ای و عملیات روانی علیه نامزد رقیب یا اسامی دیگری نیز وجود دارد ؟

واقعیت این است که از اوایل سال جاری و با تأسیس سایتی به نام « ثانیه نیوز » نام دیگر آقازاده سیاسی ایران یعنی فرزند ارشد محمود احمدی نژاد که او نیز مهدی نام دارد و داماد اسفندیار رحیم مشایی نیز هست به میان آمده است .

هر چند این خبر به صورت رسمی تأیید یا تکذیب نشده است ، اما بارها رسانه های مختلفی مدعی شدند که این سایت نیز توسط آقازاده رئیس جمهور اداره می شود که هیچگاه نیز این خبر تکذیب نشد .

این سایت که تحت عنوان پایگاه خبری تحیلی ستادهای امتداد مهر محمود احمدی نژاد پا به عرصه رسانه ای گذاشت تنها سایت خبری ثبت نشده است که در خبرگزاری رسمی فارس تبلیغات داشت و تا مدتها بنر تبلیغاتی آن در این خبرگزاری رسمی وجود داشت .

نکته جالب این سایت نیز این است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ، ستادهای امتداد مهر احمدی نژاد تبدیل به بنیاد امتداد مهر شده اند و طبیعتاً این سایت اکنون ارگان این بنیاد است . بنیادی که هنوز مشخص نیست رئیس آن کیست اما شاید روزی تبدیل به بنیادی شبیه بنیاد باران شود که هم اکنون مدیران خاتمی در آن جمع شده اند . ممکن است بنیاد امتداد مهر نیز چنین ویژگی هایی داشته باشد و روزی به ریاست رحیم مشایی تبدیل به تشکیلات اصلی حامیان احمدی نژاد شود . اما به هر حال هر چه که هست این سایت منتشر کننده بیانیه های این بنیاد است .

حتی برخی بیانیه های رحیم مشایی نیز به صورت اختصاصی و پیش از خبرگزاری های رسمی و حتی سایت شخصی مشایی در این سایت منتشر شده است که ظن مدیریت دامادش یعنی مهدی احمدی نژاد بر آن را تقویت می کند .

نوع انتشار اخبار این سایت نیز نشان می دهد که به اخباری دسترسی دارد که هر کسی از آنها مطلع نیست . انتشار اخبار ویژه مثل آنچه که در اجلاس خبرگان رهبری گذشته است یا تغییر و تحولات در نیروهای مسلح کشور ، یا انتشار اخباری درباره اینکه مثلاً فلان زندانی از زندان اوین چه تقاضاهایی از خانواده اش داشته است نشان دهنده این است که به هر حال مدیران این سایت از اخباری ویژه مطلع هستند که کمتر کسی به آن اخبار دسترسی دارد .



در کنار چنین موضوعی ، ثبت نشدن رسمی سایت در سایت ساماندهی وزارت ارشاد نیز نشان می دهد که حتماً مدیران سایت از قدرت بالایی برخوردارند که برغم ثبت نشدن در وزارت ارشاد می توانند فعالیت داشته باشند .

ادبیات سایت درباره دیگران نیز حاکی از احساس قدرت دست اندرکاران سایت است . نظیر آنچه که روز گذشته درباره رئیس مجلس شورای اسلامی نوشته شد تحت عنوان « پاچه خواری از نوع آیت ا... هاشمی رفسنجانی » نشان می دهد که مسئولین سایت احساس امنیت بالایی دارند .

اما آنچه که سبب نگارش این مطلب شد این نیست که آیا پسر احمدی نژاد هم سایتی راه اندازی کرده تا از پدرش حمایت کند یا نه . چرا که این حق شهروندی اوست . اما این موضوع زمانی سبب اعتراض می شود که از حدود قانونی خارج نشود و در عمل توصیه های رهبری معظم انقلاب را مد نظر داشته باشد .

اگر مهدی هاشمی به صورت غیر رسمی سایتی داشته که به صورت غیر رسمی علیه احمدی نژاد عملیات روانی می کرده و مثلاً تورم را ناشی از ناکارآمدی دولت می خوانده اما اینک سایت ثانیه نیوز فراخوانی را منتشر کرده برای حمع آوری شعار علیه رقبا و به صورت علنی پیشنهاد داده که چه شعارهایی در تجمعات از سوی حامیان دولت به کار برده شود .

شاید این اوین بار است که یک سایت منتسب به یک نامزد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، به صورت علنی شعارهایی را به حامیانش پیشنهاد می دهد .

فارغ از این بحث که چقدر این کار جنبه قانونی دارد و چقدر با فرمایشات رهبری معظم انقلاب اسلامی و تأکید جدی ایشان مبنی بر رعایت اخلاق انطباق دارد ، طرح برخی شعارها می تواند سبب پیگرد قانونی شود .

این شعار که « هر کی ناموس داره احمدی رو دوس داره !» اهانت مستقیم و زننده ای است به میلیونها شهروند ایرانی که بنا به هر دلیلی منتقد رئیس جمهور هستند و سیاست های او را نمی پسندند . علاوه بر اصلاح طلبانی که در انتخابات حامی دو نامزد دیگر بوده اند ، بسیاری از شهروندان اصولگرای این مرز و بوم ، خانواده شهدا و ایثارگران ، نخبگان دانشگاهی و حوزی و برخی علما و روحانیون این مملکت بنا به هر دلیلی منتقد برخی سیاست ها و رفتارهای دکتر احمدی نژاد هستند . آیا همه اینها مستحق این هستند که پای ناموسشان وسط کشیده شود ؟! آیا تبدیل کردن مسائل سیاسی به مسائل ناموسی بدترین بی اخلاقی نیست ؟

بنابراین نه تنها طرح چنین شعارهایی دفاع بد از رئیس جمهور و تخریب غیر مستقیم ایشان است ، بلکه میتواند از سوی مقامات مسئول پیگیری شود .

از اینرو شاید بهتر باشد مسئولان این سایت ظرف روزهای آینده با صراحت بیشتری اعلام کنند که اولاً آیا اخباری که درباره مدیریت فرزند آقای رئیس جمهو و داماد آقای مشایی در این سایت منتشر می شود صحیح است یا خیر و اگر صحیح نیست مدیرمسئول این سایت کیست و چرا در سایت ساماندهی وزارت ارشاد به ثبت نرسیده است ؟ ثانیاً باید مشخص شود که آیا سایت های خبری تحلیلی می توانند به هر بهانه ای چنین پیشنهادات عجیبی به مردم بدهند و تحت لوای مقابله با فتنه گران اتهاماتی زننده و غیر قابل دفاع به میلیونها شهروند ایرانی بزنند ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 21:14  توسط ع.م  | 

گویااین متن منجر به سر و صدا های زیادی شده است اگر شک کردید که نکند این متن در مورد شما باشد اشتباه نکنید درست است.....

بخوانید ولی به دنبال جواب سولاتتان نگردید

روزی از کوبریک می پرسند در آثارت چه هدفی را دنبال می کنی ؟او در جواب می گوید من اگر ندانم دنبال چه هستم و چه چیزی را می خواهم ولی خوب می دانم چه چیزی را نمی خواهم.

نقل ما در اینجا از کوبریک افسانه ای جداست. ما دقیقا می دانیم دنبال چه هستیم وتا چه مقدار باید برای ان کوشش کنیم وچه ضریبی به آن بدهیم وکی عرصه را به دیگران واگذاریم.

ما حکومت دینی را از حکومت دین داران تمایز دادیم .ما عدالت را از ظلم جدا کرده ایم .نیز ما عدالت را ازجود جدا کرده ایم .ما فهمیده ایم که عدالت خواهی عادلانه با عدالت خواهی ظالمانه فرق می کند.ما فرق عدالت و ازادی را درک کرده ایم . ما نسبت عدالت و معنویت را درک کرده ایم .ما دانستیم که بین عدالت و پیشرفت چه نسبتی برقرار است.ما فرق فقر و غنا را فهمیده ایم .ما جدایی نقد و تخریب را دانسته ایم .مافرق آرمان و مصلحت را آموخته ایم . ما برای حماقت و شجاعت تمیز قائل شدیم.

ما دانسته ایم که استاد ترکش دوز ازمجاهدین انقلاب وعصر ماو دفتر میر حسین جداشدست ،لکن رابطه اش را با حرف های امروزش ندانستیم.

ما فرق خط امام را از تفکر حجتیه ایی و اسلام امریکایی آموختیم .دانستیم راه ولایت فقیه و ولایت فقها جداست.فهمیدیم انقلاب صدرایی با انقلاب کمونیستی –لیبرالیستی دو تااست. مادانستیم انقلاب اسلامی اعم از جمهوری اسلامی است .ما دانستیم بین مطهری و مصباح فرق است.همینطور مطهری های امروز را از روانبخش ها و ... جدا دیدیم .

ما فرق دروغ در کیهانو کیهان مصور واحمدي نژاد و دروغ اعتماد ملی وکروبی و موسوی  را فهمیدیم .ما فهمیدیم بین رسانه ملی و رسانه ی میلی فرق است .ما دشمنی افروغ ها را بابهرمانی ها دیدیم البته فرق قبل وبعد انتخابات آنرانیز فهمیدیم .

مادیدیم که بین ننه جون مهدی وعمه لاریجانی ها فرق است هر چند هر دو دشمن دکتر باشند.ما می دانستیم بین فلان مداح مشهور و فلان دستیار کاندیدای معترض فرق است هر چند هر دوبه مردم دروغ گفته باشند.

می گویند بین ایمان سلمان و ابوذر فرق است لکن ما خیانت سلمان البته از نوع محمدی اش را به چشم دیدیم .ما فهمیدیم بین ع.م و یاسر ما فرق است .ما طی یک سال فرق بین غفوری ها و پور غریب ها را چشیده ایم با وجود اینکه هر دوشهر بابکی، سینه چاک دکتر بوده اند.

ما افتراق بصیرت محسن ها وامین ها را دیدیم هرچند هر دو در پاکی رقیب نداشتند. ما درک کردیم بین کوتوله ها وفرزند دیار ماسال فرق است هرچند به سخره اش گرفته باشند.ما دانستیم بین الکوم ایکس و مردی به اصطلاح خود جوش فرق است هر چند هر دو جنبشی باشند.

ما به چشم دیدیم که چرا رویای عبدلله شیرین است ولی برای سید حسن ما نه.ما فرق روش از هدف را دانسته ایم. ما مصداق را از مفهوم تشخیص داده ایم.ما دانستیم بین صادق ها و عبدلله ها خیلی فرق است هر چند هر دو شهباز،حق طلب  باشند.

ما از رابطه ی فردید و ما بعد انقلاب اسلامی وپریروزو دیروزوپس فردا و هایدگرو داوری سر در اوردیم لکن این "بی وطن فردیدی امروز" را نشناختیم.

مادیدیم بین  حرف حرف ربطو حرف بیربط فرق است.هر چند همه به بی راهه رفته باشند

ما دیدیم بین" این پسر آرام "و امینوحامدو... هم فرق است هر چند هر دو جهاد گر باشند.

ما سره را از ناسره تشخیص داده ایم .ما خطوات شیطان را از رهنمود های الله تمیز داده ایم.ما شرک را توحید جدا کرده ایم .ما نفاق را از ولایت تمیز کرده ایم ما کفر را از عبودیت جدا کردیم ما اخلاق را از بی اخلاقی فهمیده ایم .ما...ما همه چیز را فهمیده ایم ما همه چیز را خوانده ایم .

ولی مافقط یک کار نکرده ایم ...ما خود را  "خوب "نشناخته ایم.(نارفیقان نخوانند .این را برای آنها نگفتم .آنهایی که مترصد فرصتی برای گرفتن انتقامند.آنهایی که کینه چون جوهر در دلشان پخش شده است.دوستان دیروزی که نه خود را شناختندو نه مارا .دلم اندوهگین شده است از نوشتن این جملات.متن طنز مرا به مسلخ بردند این ۰۰۰ .به که از انها شکایت کنم.خدایا تو شاهد  این روز های من باش)

ان شا الله خداوند این توفیق را نیز به ما عطا کند.

البته اگر خواستید به جای افعال مثبت بالا از فعل های منفی استفاده کنید .حالا دیگر توفیری ندارد.

 

اما نقطه وسط خط

پناه ه ه ه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده

۱-منظور از ع.م نام نویسنده وبلاگ نیست.ما درمکتب خود ۳عدد ع.م داریم

۲-الكوم ايكس وخودجوش دو نام مستعار براي دوستان وبلاك نويس است.

۳-بی وطن نامی است که یکی از اساتید جنبش به یکی از دانشجویان عدالتخواه نسبت داده که با نام فامیلیش قرابت دارد

۴-عبدلله دوم تاریخ نگار اهل شیراز که  بر خلاف انتظارخیلی به میر حسین ارادت نشان داد

 قراراست  به غیر از تکرار برخی اسامی از بالادرمورد حیدر حسنی.فغان نوملی وبراتی.سید محمد سادات. مهدی سالمی .مصطفی شاکرمی (بزرگ)عبدلله اشجع .عبادی.جواد لاریجانی.علی لاریجانی.صادق لاریجانی.کوچک زاده.الیا و سید داود احمدی و....متنی تهیه شود

منتظر باشید..............

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:49  توسط ع.م  | 

  حکایت سکوت برخی نخبگان؟

حجت الاسلام طباطبایی كه به همراه آیت‌الله حائری شیرازی در برنامه گفتگوی ویژه خبری حضور یافته بود، منشأ مشكلات كشور بعد از انتخابات ریاست جمهوری را دروغ‌گویی، ایراد اتهام و افترا علیه یكدیگر دانست و در پاسخ به این سوال مرتضی حیدری مجری برنامه كه به نظر شما انگیزه ایراد دروغ و اتهام و تهمت چیست؟ گفت: كسانی كه از عهده مسئولیت خود بر نمی‌آیند و كارآمدی و توانایی لازم در انجام وظایف را ندارند، دروغ می‌گویند و اتهام می‌زنند.

وی گفت : كاری به دیگران ندارم اما من هر وقت كه مثلا یك خانمی را بدون حجاب در خیابان می بینم به خدا می گویم خدایا مرا به خاطر رفتار این فرد در قیامت مواخذه نكن . 
 
 
حجت الاسلام طباطبایی بااشاره به برخی مباحث در جامعه اظهار داشت: حالا می‌گویند چرا نخبگان سكوت می‌كنند، سكوت نكنند چه بكنند؟ آبرویشان را می‌برند. این روایت از امیرالمومنین بشنوند، آن‌ها یك نخبه هستند و سكوت كردند و خون دل می‌خورند. امیر‌المومنین می‌فرمایند:وقتی كه شما خشمگین می‌شوید به دلیل تهمت‌هایی كه به شما می‌زنند خودتان را نگه دارید و با فهمتان خشم خود را فروبرید و سكوت كنید"، لذا آن‌هایی كه می‌گویند چرا سكوت می‌كنند باید سكوت كنند، با جایی روبرو می‌شود كه هر چه بگوید بدتر می‌شود و لذا این‌جا عرض می‌كنم باز هم اگر می‌خواهند آرامش بازگردد دین مردم را همانند اول انقلاب از رجال علمی دینی از حوزه علمیه قم، از مدرسین دیندار، از پایه‌گذاران علم و فضیلت بگیرید

وی سپس با بغض خطاب به مردم نشسته در پای تلویزیون افزود : من دیگر به آخر عمرم رسیده ام اما ‌شما را به فاطمه زهرا (س) قسم می دهم مرا دعا كنید تا بی ایمانی مردم و اینكه نسبت به دین سست و از آن روی برگردان شده اند به خاطر رفتار من یكی نباشد . چرا كه افراد زیادی در اثر رفتار ما نسبت به دین بدبین شده اند .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:24  توسط ع.م  | 

 فهم فرمانده و سربازان از عدالت اقتصادی چگونه است؟

شاخص عدالت را مي‏توان كاربردي‌ترين معيارهاي طبقه‌بندي اقتصاددانان ايران محسوب كرد چرا كه بيشتر اختلاف نظرها و چالش‌هاي اقتصاددانان كشور در سه دهه اخير در حول همين موضوع عدالت بوده و يا از آن ريشه گرفته است.
اقتصاددانان ايران را از نظر اعتقاد به سياستگزاري بر مبناي «عدالت» به دو گروه «معتقدان سياستهاي صرفا رشد محور» و «معتقدان سياستهاي رشد توام با عدالت» تقسيم‌بندي مي‏شوند. گروه اول معتقد است نبايد نگران تقسيم كيك اقتصاد و سهم نسبي افراد از آن بود، بلكه بايد براي بزرگ شدن كيك (توليد ناخالص ملي) تلاش كرد تا سهم مطلق شهروندان از كيك افزايش يابد. گروه دوم معتقد است هم بايد كيك اقتصاد را بزرگ كرد و هم تلاش كرد كيك عادلانه ميان عوامل اقتصادي توزيع شود چرا كه بي‌عدالتي نه تنها مغاير دستورات ديني است بلكه در ميان مدت و بلندمدت، باعث كندي يا حتي توقف رشد اقتصادي مي‌شود.

اگر بخواهيم بر اساس سوابق فكري، عملكرد، تجربيات و تعلقات اعضاي تيم اقتصادي كابينه جديد درباره جايگاه آنها در طيف اقتصاددانان با دغدغه عدالت و اقتصاددانان با دغدغه رشد تقسيم‌بندي كنيم، بايد بگوييم وزير جهاد كشاورزي در گروه اقتصاددانان با دغدغه عدالت قرار مي‌گيرد. وزير اقتصاد و رييس كل بانك مركزي تقريبا جزو اقتصاددانان با دغدغه صرفا رشد اقتصادي محسوب مي‌شوند و وزراي صنايع و معاون ، بازرگاني و معاون برنامه‌ريزي رييس جمهور هم اصولا اقتصاددان نيستند تا در اين طيف قرار بگيرند. هرچندكه اين سه نفر نيز مانند اغلب مهندساني كه كوليس و ميلي‌متر را رها كرده و پا به جرگه سياستگزاري اقتصاد كلان گذاشته‌اند، اصولا نسبت به عدالت ديدگاهي خنثي دارند و آنرا جزو «كميت‌هاي» محسوس و مالوف خود نمي‌شناسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 22:39  توسط ع.م  | 

 

به نظر می اید بعد از راهپیمایی غرور افرین روز قدس که واقعا خیال همه را راحت کرد فضای کشور روبه آرامش قدم خواهد گذاشت

واز این پس می توان به بحثهای ریشه ای تر با فضای باز تری پرداخت

چیزی که البته به شخصه زیاد انتظار آن را می کشیدم . در این مدت هر اظهار نظری خلاف جریان غالب  رسانه ای حاضر به شدت از سوی محافل مختلف رسمی و غیر رسمی دوستان منکوب می شد والبته فضای لجن پراکنی و تهمت زنی که عمیقا این روزهای جامعه را فراگرفته را نیز نمی توان مد نظر قرار نداد.

اما قبل تر ها نکته ای به ذهنم رسید که شاید کمتر بدان توجه شده است

این روز ها فحش و لعنت دوستان حزب اللهی بر منافقین امروز نظام گوش فلک را کرد کرده است.

میگویم خدا لعنت کند کسانی را که تخم این نفاق را در دل مردم پاشیدند وگفتند که در انتخابات اخیر کشور تقلب های تاثیر گذار رخ داده است .

من از یسط دادن ادامه این جمله فعلا صرف نظر می کنم چون ابعاد زیادی از قضایای هنوز پنهان است و نقاط کور زیادی در قضایا ی اخیر  خود نمایی می کنند .

خوب می گوییم عده ای گفتند در انتخابات تقلب شده است و کشور را برای مدتها ملتهب کردند والبته برخی از اثار سوی چنین عملی در پایین دیده می شود

به قول رهبری حرمت نظام (در خودایران و کشور های مسلمان و  ...)هتک شد .

این هیجانات کاذب سبب شد کشور از تحقق شعار اصلاح الگوی مصرف که کلام به حق پسندیده ای بود جا بماند.

خون جوانان بی گناه زیادی بر زمین ریخته شد...

خسارت های زیادی به اموال عمومی و خصوصی مردم وارد شد.

عده ای به دانشگاها حمله کردند و دوباره فضای رو به سمت تعادل دانشگاهها را امنیتی کردند. ...........

اما به نظرم نکته ای که مغفول مانده این است که چه شد که این حرف ها امروز برای مردم ما (برای عموم مردم)باور پذیر شد !نکته ای که امروز نمی توان از آن چشم پوشید

بلاخره تظاهرات 25 خرداد امام حسین تا انقلاب (قشری از مردم)مردم چیز کمی نیست .که البته این گونه نمایش ها در سایر نقاط کشور البته برای مدت محدود تری همچنان ادامه داشت.

بیگانگان و بدخواهان این نظام سالها سعی در قبولاندن این امر بر (مردم)این رکن مهم حکومت را داشتند ولی هر گز به اندازه امروز موفق نشدند!بهتر است بگوییم هر چه بیشتر تلاش می کردند کمتر موفق می شدند.

البته شاید برخی گمان می کنندچون این ادعا از سوی افراد درون نظام مطرح شد متعاقبا باور پذیری هم برای مردم ایجاد گشت؟!

اگر فقط این جواب صحیح است که بحث همین جا ختم میشود ولی اگر این گونه فکر نمی کنید وعواملی دیگری (غیر از این مورد)را از دلایل این رخداد می دانید تقاضای هم اندیشی حقیر را اجابت کرده و از نظرات خود بنده را نیز اگاه کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 10:14  توسط ع.م  | 

هرچند دیگه انگیزه ای برای برگشتن نداشتم ولی نمی تونستم از خیر دیدار هنرمندان بگذرم.

...وقتي نبوي از مجيد مجيدي كارگردان شناخته شده‌ي كشور براي سخنراني دعوت مي‌كند، همه سر تا پا گوش مي‌شوند. مجيدي از بدي‌هاي زمانه و بي‌اخلاقي‌هاي خودمان در حق خودمان مي‌گويد و در بخشي از صحبت‌ها بغش مي‌تركد. او از "درد دل‌ها" مي‌گويد، از اين‌كه به چنين روزگاري افتاده‌ايم، ‌شكوه مي‌كند و از بازگشت به ارزش‌ها مي‌گويد: "برگرديم به اصل خودمان!"
مجيدي به فهرست سياه تلويزيون درباره‌ي برخي هنرمندان اشاره مي‌كند و رو به رئيس سازمان صدا و سيما هشدار مي‌دهد كه تلويزيون حق ندارد تصاوير من را پخش كند... و در پايان باز هم اظهار اميدواري مي‌كند كه به لطف پروردگخيلي از فيلم‌سازان مي‌خواستند به اين جلسه بيايند اما نه به دليل ناراحتي بلكه به دليل ناخوش‌احوالي نتوانستند بيايند.
وي چنان حالش دگرگون شده كه بغضش مي‌تركد. رو به جايگاه مي‌كند و با گريه مي‌گويد: آقا! من حالم بد است، به كجا مي‌رويم؟. گله مي‌كند: آقا چرا ما مدعي همه چيز شده‌ايم؟
رهبر انقلاب با لبخند نگاهش مي‌كند و آرام و با دقت گوش مي‌دهد. مجيدي نگاهي به دوربين‌هاي تلويزيون مي‌اندازد و مي‌گويد: تلويزيوني كه مجيدي را در ليست سياه قرار مي‌دهد، حق ندارد كه تصوير من را نشان دهد..
آقا، ‌من اين ليست را خودم ديده‌ام. آخر سر هم مجيد مجيدي مي‌گويد: من هر چه دارم از اين انقلاب است.
مجيدي مي‌گويد: در آن روزها هيچ‌كس به دنبال طرح نامش در تيتر اول رسانه‌ها نبود. آن زمان به همديگر تهمت نمي‌زدند، مردم عزيزي بودند كه نداشته‌هايشان را در راه خدا به جبهه‌ها اهدا مي‌كردند.
مجيد مجيدي كه مي‌نشيند، آقا شروع به سخن گفتن مي‌كند. ايشان از لطافت و حساسيت هنرمندان مي‌گويد و خطاب به مجيد مجيدي مي‌فرمايند: شايد شما يادتان نباشد اما در زمان دفاع مقدس هم از اين اتفاقات مي‌افتاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 19:18  توسط ع.م  |